
مي دونم دلت گرفته ؛ من برات سنگه صبورم چي شده تنها نشستي ؛ مثل تو از همه دورم واسه من زندگي سرده ؛ نكنه تو هم غريبي كاش مي شد اشكهات و پاك كرد؛بميرم تو هم بريدي؟ چه تبسم قشنگي ؛ وقتي به غمها بخندي اخه ارزشي نداره ؛ دل به اين دنيا ببندي نازنين دنيا همينه ؛ اون كه خوب بود بدترينه نكنه تنهات گذاشته ؛ اخره عشقها همينه اين روزا عشقها خياله ؛ حتي فكرشم محاله عشق پاك پيدا نمي شه ؛ باشه هم رو به زواله
لحظه هام تو حسرت مردنی نیست . ثانیه منتظر مردن و جون کندنمه
حالا تو چله شبهای بی هدف تنها آرزوی مرگه که همدممه
یه نگاهی میکنم به دورو ورم . میبینم که لحظه های آخره
داره اون لحظهء خوبی میرسه . یه جور خواب منو با خودش میبره
ضربان قلبمو نمیشنوم . میرم و خاطره هامو میبرم
روحم از تنم حالا جدا شده . دیگه دردی توی سینه ندارم
آی کسایی که دلارو میشکنین . شما رو با دلاتون جا میذارم
بهد از لحظه مردنم تنها آرزوی من اینه که بالا سرم گریه و زاری نکنین
شماها بودین که خنجر به قلب من زدین . ترو خدا رو قبر من گل نذارین
من اگر اشك بدادم نرسد ميشكم
اگر از ياد تو يادي نكم ميشكنم
بر لب كلبه ي محصور وجود
من اگر در اين خلوت خاموش سكوت
اگر از ياد تو يادي نكنم ميشكنم
اگر از هجر تو آهي نكشم
تك و تنها به خدا ميشكنم ميشكنم
رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا دوست را به ياري نخوانيم، براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند. طعم توفيق را مي چشاند. و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است. در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند . "تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است . " تنها" بودن ، بودني به نيمه اس

زندگی قشنگه اگه با تو باشه...
مرگ قشنگه اگه برای تو باشه...
من قشنگم اگه با تو باشم...
اما تو هر جور که باشی قشنگی...

