




من بهار را به خاطر شگوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم![]()
من دنیا را به خاطر خدایش![]()
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم ![]()

چگونه دلتنگیهایم را به تصویر بکشم ![]()
چگونه بگویم دوستت دارم
تا باور کنی همیشه در قلب منی
من اگه توی دنیا دوتا امید داشته باشم ![]()
اولی خداست و دومی تویی
بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره
با این وجود از ته دل میگویم ![]()
خدایا ، خدای خوب و مهربانم قلبم را آنچنان در وجودم شعله ور ساز
که تنهاوجودم ان را به گرما حس کنم
به گونه ای آنرا حس کنم که تمام جانم بوسیله ی آن احساس شود احساس زیباست و حس داشتن یک احساس زیبا از آن زیبا تر
![]() ![]() تنهایی
وقتی رفت پرنده های کوچه بی دونه شدن سر گرم اغوشت شدم يه روز فراموشت شدم تقصيرتونبود که من باري روي شونت شدم کاشکي دلت بهم ميگفت نقشه قلبمو داره هر کي زد و شکست و رفت يه روز يه جا کم مياره موندن و سوختن و ساختن همه يادگار عشقه انتقام از تو گرفتن کار من نيست کا ر عشقه سر
یک نصیحت مواظب خودت باش یک خواهش اصلا عوض نشو یک آرزو فراموشم نکن یک دروغ تو رو دوست ندارم یک حقیقت دلم برات تنگ شده و یک رویا تو را داشتن
به نام آن که غربت را بنا کرد مرا از تو تو را از من جدا کرد کاش می شد جدایی نبود و ای کاش انسان ها از هم جدا نبودند.کاش رنگ سرخ زندگی سیاه نشده بود و ای کاش مرغابی های سرزمینمان کوچ نکرده بودند. کاش یاس های خانه مان طراوتش را از دست نمی داد و ای کاش مفهوم زندگی از دست نمیرفت. کاش پرندگان از زندگی من و تو خسته نمی شدند و ای کاش روح مهربانی پرواز نمی کرد. حال که جدایی در میان ما افتاده باید تحمل کنیم و غمگین نباشیم چرا که زندگی خوشحالی غم وجدایی دارد. ولی بدان ای مهربان هر کجا که باشی دوستت دارم و فراموشت نخواهم کرد چرا که تو مهربان بودی مانند ستاره و درخشان بودی مثل ماه. کنون نای نوشتن ندارم اما مینویسم چون دوستت دارم... من تو را مهربانی شقایقی زیبا نسیمی خنک وعاشقی چون کوه می دانمو هرگز فراموشت نخواهم کرد...
اگر بگریم گویند که عاشق است. اگر بخندم گویند که دیوانه است. پس میگریم و میخندم ! که بگویند یک عاشق دیوانه است! تقدیم به آنکه عاشق دیوانه ام کرد | ||
مرا از شعر هایم می شناسی
مرا از غصه هایم می شناسی
اگر یک شب به بالینم بیایی
مرا با ناله هایم میشناسی
تو را از چشمهایت می شناسم
تو را از آن نگاهت می شناسم
سخن هرگز نگفتی با من اما
تو را از آن صدایت می شناسم
رخت را من ندیدم هرگز اما
تو را از آنهمه احساس می شناسم





|
به خنده خنده بنوشيم جرعه جرعه شراب که خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب به بزم ساده ما ای چراغ ماه بتاب
|
هوا هوای بهار است و باده باده ناب درين پياله ندانم چه ريختی , پيداست به جام هستی ما ای شراب عشق بجوش
|


من سکوت یک شب طو لانیم اولین همسایهء ویرانیم
سر گذشت یک دل شرجی و گرم دفتر خط خورده پیشا نیم
من زه جنس پیچکم اما دریغ در مسیر باد می رویا نیم
با صدای گرم خود می خوانمت با نگاه سرد خود می رانیم
خوبه من با این غرور تلخ خود عاقبت از ریشه می خشکانیم








دیشب که پشت پنجره چشام به آسمونا بود
ستا ره ای خبر آورد دلگیری از چرخ کبود
ستاره گفت غصه داری دلت گرفته از همه
برای گفتن غمات یه دنیا هم بازم کمه
می گفت شبا دیر می خوابی خوب به خودت نمیرسی
می گفت به غیر از دل من دل ندادی به هیچکسی
می گفت باهاش حرف میزنی می گی یه دنیا غم دارم
تو رو خدا بگو که من چی از ستاره کم دارم؟
ستاره گفت میومدی شبا بهش سر می زدی
کاشکی یه روز به خواب من می آومدی در می زدی
کاشکی یه بار به جای اون غمت به من گفته بودی
شاید بخندی با خودت بگی عجب چه حسودی
آره حسادت میکنم مگه ازش چی کم دارم
مگه اینو نمی دونی که از غم تو غم دارم
دردهای قلبتو بگو به من که غمخوار توام
تا وقتی جون به تن دارم دوست دارم یار توام
باورکن آروم میگیری درد دلت سبک میشه
اینجوری باور میکنم دوسم داری تا همیشه
خیلی سخته تو یه نفر رو دوست داشته باشی ولی اون یه نفر ، ندونه یا نخواد بدونه
خیلی سخته تو به یه نفر با یه نگاه عاشقانه نگاه کنی ولی اون با یه نگاه سرد وبی تفاوت نگاهت کنه
خیلی سخته که تو شب ها با یادش بخوابی ولی اون لحظه ای به یاد تو نباشه
خیلی سخته وقتی تو اون رو می بینی و لبخند می زنی اون با نگاه سردش لبخند رو روی لبهات منجمد کنه
خیلی سخته وقتی توی آلبوم عکسهات عکس اون رو می بینی
وبا نوک انگشتات عکسشو نوازش میکنی قطره اشکی از چشمت عکسها رو خیس کنه
خیلی سخته اون همیشه توی قلبت باشه ولی توی قلب اون یه نفر باشه ، به جز تو
به خدا قسم............خیلی سخته .............
خیلی............




پيش از سحر تاريک است
اما تا کنون نشده که آفتاب طلوع نکند
به سحر اعتماد کن...
آخه مگه حرفي زدم زخم زبوني من زد
آره همش بهونه بود. مساله يار ديگه بود
دلت هوايي شده بود..کارم از کار گذشته بود...
برو با يارت عزيزم رها کن اين تن منو
الهي صد ساله بشه عشق قشنگت عزيزم
اما يه قول بهم بده...يارت و تنها نزاري
که مثل من اسير بشه...آواره از خونه بشه
منم يه قول بهت ميدم ...يه روز فراموشت کنم
قلبم و سنگيش بکنم...عشقم و خاکستر کنم
اگه يه روز خواستي گلم کسي رو نفرينش کني
بگو که مثل من بشه...زجر جدايي بکشه
آخه چجور دلت اومد تنهام بزاري و بري
آخه مگه حرفي زدم زخم زبوني من زدم
آره همش بهونه بود.. مساله يار ديگه بود
دلت هوايي شده بود..کارم از کار گذشته بود!!

سر گذشت غم هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشيمانم کرد...










