
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
زندگی از روی ما عبور می کند تند و سریع گاهی مثل یک قطار و گاهی مانند یک هواپیما قطار که رد می شود , جنازه ای متلاشی می ماند و , دیگر هیچ و هواپیما که عبور می کند , امتداد خط نگاهی می ماند و لبخندی مانده بر لب هر دو از روی مان عبور می کنند فقط , نقشی که به جای می گذارند اندکی با هم فرق می کند !

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
زيبايی عشق به سکوته نه فرياد .زيبايی عشق به تحمله نه خورد شدن و فرو ريختن. عشق خياليه که اگه به واقعيت برسه تمام شيرينيه خودش رو از دست میده .عشق يه کويره که عاشق تشنه با رويايه سراب معشوق قدم به جلو ميزاره .عشق سخن گفتن با نگاهه عشق اميد به رسيدن و ترس از نرسيدنه.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گفتي مرا دوست نداري گله اي نيست، بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست . گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن، گفتي:که نه بايد بروم حوصله اي نيست. پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف، تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست. گفتي که کمي فکر خودم باشم، و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست.

******************************
سه ، دو ، يک ... سوت داور بازي شروع شد دويدم ... دست و پا زدم ... غرق شدم دل شکستم ... عاشق شدم ... بي رحم شدم ... مهربان شدم ... بچه بودم ... بزرگ شدم ... پير شدم ... بازي تمام شد ... زندگي را باختم
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
تمام وجود صدايت مي کنم . صدايت مي کنم تا نگاهم کني ، نگاهم کني تا چشمان پر از اشکم را ببيني ، اشکهايم را ببيني تا دلت برايم بسوزد ، دلت بسوزد تا يک لحظه بيشتر کنارم بماني . آن وقت از ته دل فرياد خواهم زد و به تو خواهم گفت صادقانه دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم آن وقت شايد ديگر هرگز تنهايم نگذاري هرگز .

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
مهر تو دو بال براي پرواز به من هديه كرد ومن را از قفس تنهايي ها نجات داد. عشق تو قلب مرا به شوق اورد و اميد را دروسعت دلم پروراند.نگاهت مرا به دور دستها برد واز روياي شيرين باهم بودن خبر داد.وجودت مرا به زندگي دلخوش كرد وغم را سوزاند. يك لحظه باتوبودن پس از ماهها فراغ تحملم رابه سر اورده،اما انتظار براي تو شيرين است،به دنبالت مي ايم هر جا باشي

{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
شايد آخرين بار باشد.كسي چه ميداند. مشكل اينست كه ما ادم ها فكر ميكنيم كه دنيا گيريم! و هميشه هستيم!!
و هميشه فرصت جبران كردن داريم!
و هميشه ميتوان بازگشت! و هميشه ميتوان حرف عاشقانه اي زد !
و هميشه ميتوان در چشم ها عشق ديد و هميشه دستها براي ما گرم مي مانند
و هميشه كسي براي ما ميخواند و مينويسد و دل تنگ ميشود و چشم پر اب ميكند …
و هميشه چشم انتظارمان هستند و نميدانيم كه هميشه شايد اين اخرين بار باشد…
اخرين باري كه ميتوان حرفي زد.شعري سرود ..سر به روي شانه اي گذاشت…
زمزمه اي كرد و زندگي را با همه غم و شادي هايش به اغوش كشيد!…
.و ما ادمها نمي دانيم.. ما ادمها بي آنكه بدانيم و يا متوجه باشيم زندگي ميكنيم.
نميبينيم…نمي شنويم…حس نميكنيم…
نميدانيم كه تحمل, ديوار گاهگلي بيش نيست..و..پشت تازيانه هاي غرور... آخر خواهد شكست.
نمي دانيم كه دل, از گوشت ورگهاي احساس است..و آخر در برابر بي مهري ها خواهد سوخت.
هرگز نمي خواهيم قبول كنيم ..كه ديگران هم حق دارند...ميتوانند فكر كنند..ميتوانند تصميم بگيرند.
و قبول مسئوليت كنند در آنچه كه مي خواهند انجام دهند.
بياييد درك كنيم ....بفهميم كه ديگرا هم آدمند..و هستند
و خدا كند كه اين آخرين بار باشد.....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگر ماه بودم به هرجاکه بودم
سراغ ترا از خدا می گرفتم
و گر سنگ بودم به هر جا که بودی
سر رهگذار تو جا می گرفتم.
اگر ماه بودی ـبه صد نازـشاید
شبی بر لب بام من می نشستی
وگر سنگ بودی به هر جا که بودم
مرا می شکستی مرا می شکستی

۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸
پوزش می طلبم.
معذرت می خواهم.
از نقش چشم و ... هایم پوزش می طلبم.
از هر آنچه گفتم پوزش می طلبم.
دیروز دریافتم:
دیروز فهمیدم:

.چیزی جز تو نیست
.کسی جز تو نیست
.آی آنکه جز تو کسی نیست
=========================================

چشماي خيس من هنوز
خواب چشاتو ميبينه
باور ندارن عاشقن
اونا كه اهل زمينن
واسه راهي بي عبور
يه همسفر داشتم و بس
تو اين شباي سوت و كور
حالا شدم بي همنفس
ورد زبونت اين شده
دوستت دارم ،هم آشيون
كاش ميشنيدي وقتي كه
داد ميزدم پيشم بمون
تو بازيامون ،قديما
محرم تو،شونه من
من ميشدم مجنون و تو
ليلي مهربون من
تو رفتي و از عاشقي
ردّ و نشونه اي نموند
بعد تو اشكاي يخیم
كوه غرورمو شكوند
توي قمار عشق تو
قلبمو باختم،گل من
عيبي نداره،آخرش
تورو شناختم،گل من
تورو شناختم،گل من....
...............................................................................................................................

تو را مانند دنيا دوست دارم
چو عطر پاک گلها دوست دارم
منم چون ماهي افتاده بر خاک
تو را مانند دريا دوست دارم
بخند اي غنچه گلزار هستي
که من خنديدنت را دوست دارم
تو را تنهاي تنها دوست دارم
تقديم به تنها اميدم براي زندگي
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
چه جور دلت اومد بری گریه که سهم من نبود
قصــه که از سـر نمشیـد با یکی بود یکی نبود
چــه جـوری بـــاورم بشــه رفتـن تو تنگ غـــروب
چه جوری آخه سررسید فرصت اون روزای خوب
به خـــدا بــاورم نشـد وقتی که نشناختی من و
تو چنگ دیو گریه ها واسه چی انداختی من و
از شـب پرپر زدنم چه جـــور تونستی بگذری
من که غریبه نبودم چه جـــور دلت اومد بری
گفتی بمــن تو هم بـــرو یه قصه ی تازه بگـو
گفتی بمــن راهی بشـو تو جاده های پیش رو
آخه بگو من و به کی سپردی وقــت بی کسی
چــــرا نخواستی بمونی بــــداد اشــکام برسی
با یکی بود یکی نبود قصه که از ســـر نمیشه
هیچکس آخه به غیر تو حرفام و از بر نمیشه
خدایا ! کوچک خلوت تنهایی زندگی ام را از نعمت ها و مهربانی هایت پر کن.
بگذار به خاطر مهربانی ات قاصدک را حس کنم.
بگذار به خاطر زیبایی جمالت،پروانه برایم محسوس باشد.
بگذار برای درک کردن رنگهای زیبایت،رنگین کمان را ببینم و برای احساس عظمت تو،خورشید را.
می خواهم درکم کنی،مانند ابرهای لطیف و دوست دارم نور زیبایت را در زیبایی ستاره ببینم.
بگذار ماه که در آسمانت نشسته،گهوارهً خواب ابدی ام باشد.
خداوندا!
دوست دارم فریادهای بلند و خاموشم را بشنوی.

خسته ام از این همه دیوار،خسته از این روزهای هر روزه تکرار،خسته از همیشه در شب نشستن،
کمی ضربات دلم را آرام تر کن.
تا آنجا که بدانم نگاهت را هنوز از من نگرفته ای.
من دلم می گیرد وقتی دستهای مهربانت را گم کرده باشم.
من دلم می گیرد وقتی دیگر از پشت پنجره های عشق نگاهم نکنی.
ای مهربانم !!!
می دانم،می دانم هنوز که در پشت پوست شب زندانی ام ، می توانم به مهر تو ایمان داشته باشم.
کمی آفتابی ام کن !!!

سالهاپرسیدم ازخودکیستم؟
آتشم،شورم،شرارم،چیستم؟؟؟
دیدمش اکنون ودانستم کنون
اوبه جزمن،من به جزاونیستم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز دنيا محو تماشای لبخند زيبای توست
امروز ابرها از تو اشک ريختن را می آموزند
امروز دريا بخاطر تو موجهايش را می رقصاند
امروز مادر بخاطر و جود تو پذيرای درد است
و امروز پدر بخاطر داشتن تو از سر مستی سر بر آسمان می سايد
امروز تو نفس فردای من است
امروز تو همه دنيای کوچک من است
که با آبشار نگاهت به آن زيبايی می بخشی
تنهاترين سودای قلب منتظرم امروزت مبارک و فردايت پر از شادی

وقتی که گریم میگیره
دلم میگه مبارکه
قدر اشکاتو بدون
هنوز چشات بی کلکه
وقتی که گریم میگیره یه آسمون بارونیم
اما به کی بگم خدا من تو دلم زندونیم

زیبایی عشق به سکوته نه فریاد
زیبایی عشق به تحمل نه خُرد شدن و فرو ریختن
عشق خیالیه که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست میده
عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میزاره
عشق سخن گفتن با نگاه
عشق امید به رسیدن ترس از نرسیدن

کاش دزدان عاشقی را از وجودم می ربودند
تا دگر محتاج چشمان سیاه او نباشم
آن کسی که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود
دیدمش عشق را تعارف به یک بیگانه کرد
عشق را آلوده کرد !!!

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گر بدین سان زیست باید پست
من چه بی شرم ام
اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه ی بن بست.
گر بدین سان زیست باید پاک
من چه نا پا کم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه
یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک.

love love love love love love love love love love love love love love love love love
من ازین پس به همه عشق جهان میخندم
به هوس بازی این بی خبران میخندم
هرکه آرد سخن از عشق به آن میخندم
خنده من از گریه غمگین تر است
کارم از گریه گذشته است به آن میخندم

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
از غربت مزار خودم گریه ام گرفت
از زخم ریشه دار خودم گریه ام گرفت
وقتی که پرده پرده دلم را نواختم
از ناله ی سه تار خودم گریه ام گرفت
پاییز می وزد و تو لبخند می زنی
اما من از بهار خودم گریه ام گرفت
همچون شهاب سوخته، آن سوی کهکشان
در حلقه ی مدار خودم گریه ام گرفت
یک تکه آفتاب برایم بیاورید!
از آسمان تار خودم گریه ام گرفت!

هر لحظه وساعت زندگي درحال تغيير است
اي کاش مي توانستم حرف دلم را بگويم ،اي کاش مي توانستم خورشيد را به تو هديه دهم و ستاره ها را مثل نقل و نبات روي سرت بريزم ،اي کاش تو حرف دلم را مي شنيدي.
.......اي كاش تو........!
زندگی چون قفسی است
انتظار
لحظه های انتظار و يک بغل دلواپسی
در سكوت مبهم شبهاي سرد
زير باران نگاه نور ماه
در عبور نازك احساس شوق
از صداي تيك تاك ساعت شماته دار
با عبور هر سوار
باز چشمانم به آن سو خيره گشت!
شوق ديدار نگاهت, در نگاهم تازه گشت
ليك:
او نگاهش آشنايي با نگاه من نداشت!
باز چشمانم به دنبال تو گشت
باز,انتظار ديگري
آغاز گشت!
==========================================================
در کلاسی کهنه و بیرنگ و رو
پشت میزی بیرمق بنشسته بود
دخترک اسب نجیب چشم را
در فراسوی نگاهش بسته بود
در دل او رعد و برق دردها
چشم او ابریتر از پاییز بود
فکر دیشب بود، دیشب تا سحر
بارش باران شب یکریز بود
سقف خانه چکه میکرد و پدر
رفت روی بام تعمیری کند
شاید از شرم زن و فرزند خویش
رفت بیرون، بلکه تدبیری کند
وقت پایین آمدن از پشتبام
نردبان از زیر پایش لیز خورد
دخترک در فکر دیشب غرق بود
ناگهان دستی به روی میز خورد
بعد از آن هم سیلی جانانهای
صورت بیجان دختر را نواخت
رنگ گلهای نگاهش زرد بود
از همین رو رنگ و رویش را نباخت
لحن تندی با تمام خشم گفت:
تو حواست در کلاس درس نیست
بعد هم او را جریمه کرد و گفت:
چارهی کار شماها ترس نیست
درس آنروز کلاس دخترک
باز باران با ترانه بوده است
بر خلاف آنهمه شعر قشنگ
چشم دختر ابر گریان بوده است
شب سر بالین بابا دخترک
باز باران با ترانه مینوشت
سقف خانه اشک میبارید و او
میخورد بر بام خانه مینوشت ...
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.گفتي ... ، گفتم... .حالا فكر كردي فرق ما كجا بود؟فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو.![]()
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
وای بی تو میمیرد دلم
عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار
عشق يعني يك تمنا , يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
عشق يعني چشم خيس مست او
زير باران دست تو در دست او
عشق يعني ماتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق
عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "
تا سحر از عاشقي با او بخوان
عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن
---------------------------------------------------------------------
گل
زندگي كوتاه تر از آن است كه بگذاري از كنارت بگذرد
زندگي تنها يك لحظه با ماست و آنگاه رفته است
گل همیشه لطیفه چرا نباید عشق ما
لطیف باشه؟
لطیف مثل بارون مثل گل
پس بیا لطیف باشیم
لطیف![]()
![]()
====================
بوسه
پیشانی ام داغ بود .داغ داغ تنم داشت گر می گرفت.انگار دور تا دورم
هاله گرما بود.همه می گفتند تب دارم.شاید هم حرفها یم هذیان
معلوم میشد . جرات نداشتم دست بگذارم روی پیشانی ام.
می ترسیدم که دستم بسوزد.شاید ردش میماند.انگار چیزی داشت
منفجرم می کرد.هر چه فکر میکردم یادم نمی امد طعم بوسه ای
را روی لبهایم چشیده باشم.....
ديگر نه عاشق مىشوم، نه هواى بوسه دارم،
اما گاهى دلم براى شعر عاشقانه تنگ مىشود: اين هم براى عاشقان!
يك بوسه بس است از لب سوزان تو ما را
تا آب كند اين دل يخ بستهى ما را
من سردم و سر دم، تو شرر باش و بسوزان
من دردم و دردم، تو دوا باش خدا را
جان را كه مه آلود و زمستانى و قطبىست
با گرمترين پرتو خورشيد بيارا
از ديده برآنم همه را جز تو برانم
پاكيزه كنم پيش رُخت آينهها را
من بركهى آرام و تو پوينده نسيمى
در ياب ز من لذت تسليم و رضا را
گر دير و اگر زود، خوشا عشق كه آمد
آمد كه كند شاد و دهد شور فضا را
هر لحظه كه گل بشكُفد آن لحظه بهار است
فرزانه نكاهد ز خزان ارج و بها را
مىخواهمت آن قَدْر كه اندازه ندانم
پيش دو جهان عرضه توان كرد كجا را
از باده اگر مستى جاويد بخواهى
آن باده منم، جام تنم بر تو گوارا.
![]()
![]()
نوروز باستانی ایرانیان خجسته باد![]()
![]()
![]()
از این دو تا عکس خوشم اومد گفتم شاید شما هم خوشتون بیاد
















