تبليغاتX
حرف دل عاشق
حرف دل عاشق
زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من××××× عشق فرمود تا چه بگوید این دل من
 

با سپاسگزاری از تمام کسانی که به وبلاگ خودشون سر زدن شما میتوانید شعرها و مطالب زیبای خود را برای من meilکنید

emeil:jigh.bekosh66@yahoo.com

emeil:nefrin_zamin@yahoo.com

با سپاس ميلاد 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امروز چه حسي داريد ؟

* انتخاب انتخاب انتخاب انتخاب انتخاب انتخاب انتخاب

 

-------------------------------------------------------------------------------

|+| نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 14:22 |
تقديم به تو

ارسالي از ستاره خانم

|+| نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 14:18 |

توي چشام نگاه كن وبهم بگو يه روزي دوسم داري از عشق من عمري داري مي سوزي تو دفتر خاطره هام جا اسم تو ستارست گريه نكن بخاطرم بگو اينا بهانست اشك تو چشام جمع مي شه اسمت مي ياد رو گونه هام تر مي شه بارون مي ياد چطور مي شه توي نگات حل بشم هاله ماهي من يه مخمل بشم چشماي من از تو نگات مي خونه دروغ مي گي عاشق شدي ديوونه عاشق اون كس كه نگفتي يه من دلم وسوزوندي خريدي دلش چند

ارسالی از پریسا و الهه خانم   

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    دل من مثل يه قفله دست تو مثل كليده مي خوام از تو بنويسم كاغذم همش سفيده يه سوال عاشقونه بگه هر كسي ميدونه اون كه دادم دل ودستم چرا دل به من نمي ده؟

ارسالی از راحله خانم

  

|+| نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 14:3 |

khofte bud tu un do cheshmat shabe tirevo siyahi.....az hamun cheshme siyahet man residam be tabahi.....tu negahe to hamishe ghame ghamgine ghorub bud.....age bivafa nabudi zendegim ba to che khub bud.....rafte bud ze khatere man hameye ruzaye roshan.....mese khorshidi tabidi tu shabaye zohmate man.....miumad khate siyahi be gozashtehat keshidam......harchi budi bordam az yad eshgheto be jun kharidam.....age peyvande do ashegh ramze didaro negahe...tu cheshaye man negah kon ke hamishe cheshm be rahe

ارسالی از خانم مهراوه یار همیشگی ما

از جوجو به پیشی

-----------------------------------------------------------

امشب به احساس تو بيدار مي مانم و ساعت ها با يادت خلوت تنهاييم را شيرين و دلپزير مي سازم ياد تو که دوستت دارم مهرت را بر دل گرفته ام وقصه هاي عشقت را شنيده ام.تويي که به خاطرم دوستم داري و روحم را ستايش مي کني احساسات دل بي قرارت رابا جملات خيال انگيز به سويم مي فرستي.اي کاش گل سرخي بودم که شبانگاهان هنگام وزيدن باد گلبرگهايم را رها مي ساختم و به تو بگويم دوستت دارم .آري هنوز هم دوستت دارم

ارسالی از خانم مهراوه

از جوجو به پیشی

----------------------------------------------------------

واستم از ميان گلهاي رنگارنگ عشقم گلي بچينم وتقديمش دارم

بارها فکر کرد که کدام گل مي تواند شايسته اش باشد.

سرانجام گلي را انتخاب کردم آن را چيدم و به او هديه کردم.

نيم نگاهي به من انداخت گلبرگهاي آن را پرپر کرد و بر زمين ريخت.

اشک چشمانم را ديد مستانه خنديد و رفت.

آخر او چه مي دانسته گلي را که پرپر کرده گل عشق من بوده

ارسالی از خانم مهراوه

از جوجو به پیشی

--------------------------------------------------------------------

 

شبها، که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو می خواندم از لایتناهی
 
آوای تو می آردم از شوق به پرواز
شبها، که سکوت است و سکوت است و سیاهی
 
امواج نوای تو، به من میرسد از دور
دریائی و من تشنه ی مهر تو چو ماهی
 
وین شعله که با هر نفسم می جهد از جان
خوش می دهد از گرمی این شوق گواهی
 
دیدارتو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی
 
ای عشق تورا دارم و دارای جهانم
همواره توئی،  هر چه تو گوئی و تو خواهی
 
ارسالی از خانم مهراوه
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
عشق ، عشق می آفریند
عشق ، زندگی می بخشد
زندگی ، رنج به همراه دارد
رنج ،  دلشوره می آفریند
دلشوره ، جرات می بخشد
جرات ، اعتما د به همراه دارد
اعتما د ، امید می آفریند
امید ، زندگی می بخشد
زندگی ، عشق می آفریند
عشق ، عشق می آفریند
 
ارسالی از خانم مهراوه
---------------------------------------------------------
چه بي اعتبار بود لبخند آن گل

در بخشش لطيف دستانت

و من اکنون از پائيز شرمسارم

کاش از آغاز مي دا نستي

هر کدام از فصلي ديگريم

آري از فصلي ديگر.....

با تشکر از دوست عزیز خانم مهراوه

-------------------------------------------------------------------------------------

to jazebeye latife atashi ke dashte khoshk ra darya mikoni.........
 ارسالی از خانم مهراوه
-------------------------------------------------------------------------------------
man nemikhaham begooyam be to
ke digar dir ast baraye rahayee
az in zendan ke be shekafe hame divarhayash
pichak haye khaterehaman yakh baste ast
kelid ra har vagt biyabi
lahze i gheflate zendanban bagi ast.
ارسالی از خانم مهراوه
----------------------------------------------------------------------------------------
to be man khandidi
va nemidanesti
man be che delhore az bagcheye hamsaye
sib ra dozdidam
baghban az peye man tond david
sib ra dar daste to did
ghazab aloode be man kard negah
va to rafti o hanooz
salhast ke dar gooshe man aram aram
khesh kheshe game to tekrar konan
midahad azaram
va man andishe konan
gharge in pendaram
 ke chera
 khaneye koochake ma
sib nadasht!
ارسالي از خانم مهراوه
-------------------------------------------------------------------------------------
hargez naggashe khoobi nakhaham shod
dishab deli keshidam
shabihe nimeye sibi
ke ba larzeshe dastanam
 dar zire avari az rangha
madfoon shod.
 ارسالی از خانم مهراوه
|+| نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 11:59 |
به نام خدایی که در این نزدی کیست.
 
تو بهتر از هر کس می دونستی که من چه قدر سیب دوست دارم. یه سیب سرخ دادی دستموگفتی آروم گازش بزن. تا قبل از اینکه تموم بشه من بر گشتم. من گفتم : می خوای مثل همیشه چشامو ببندم و تا ده بشمارم؟ گفتی : نه شاید اینبار 10 تا خیلی کم باشه. با چشمایی که تو هر کدوم یه علامت سوال بود نگات کردم . گفتی :تورو خدا اینطوری نگاه نکن  سیب رو که بخوری بر گشتم . گفتم : اصلا میخوای برم بخوابم بعد تو هر وقت اومدی بیدارم کنی؟ گفتی : نه وآروم تو دلت گفتی:می ترسم واسه همیشه خواب بمونی . صدات می لرزید. دست و پات هم آروم و قرار نداشتی گفتی:
باشه؟پس تا سیب رو بخوری من بر گشتم . گفتم:  یادت باشه مثل همیشه گاز اول و آخر رو تو باید بزنی. لبخند شیرینی زدی گفتی : یادته چه قدر با هم پای اون درخت بزرگ سیب خوردیم؟ یادته تا من اولین تکه رو نمی خوردم تو لب به سیب نمی زدی؟ یادته تو برق صورت سیب های سرخ زلالی پیوندمون رو می دیدیم؟... خاطرات برام تازه شد. یاد قبل افتادم. اولین روز آشناییمون پای اون درخت سیب. من دستم به اون سیب سرخی که بیشترین برق رو داشت نمی رسید. کلی تلاش کردم باز هم نتونستم بگیرمش. یه دفعه تو از راه رسیدی و اون سیب رو دادی دستم. چقدرخوشحال شدم از اینکه سیبی رو که میخواستم به دست آوردم. همین که سیب رو دادی دستم از خوشحالی فریاد کشیدم وبه  برق سیب زل زدم. چه قدر روشن و زلال. همین که سرم رو آوردم بالا تا ازت تشکر کنم خشکم زد. برق چشات بدجوری منو گرفت. دیگه نمی تونستم حرف بزنم. چشمای تو از اون سیب قشنگی که منو اسیر خودش کرده بود روشن و زلال تر بود. با یه صدای لرزان تشکر کردم و تو آروم دور شدی. تو که رفتی دیگه نتو نستم سیب رو بخورم. تا شب مرتب به برق سیب نگاه میکردم و یاد زلالی چشمای تو می افتادم. فردا باز هم همون ساعت رفتم پای اون درخت. تو زودتر از من اونجا بودی. با دو تا سیب توی دستات. من که نزدیک شدم آروم دستت رو جلو آوردی و یکی از اون سیبا رو به سمت من گرفتی. از اون روز به بعد هر روز پای اون درخت سیب همدیگه رو می دیدیم و با هم سیب می خوردیم. همیشه گاز اول و آخر رو تو می زدی.یه گاز گنده از اول و یه گاز گنده به آخر. یادش به خیر چه روزایی بود. وقتی این خاطرات رو توی ذهنم مرور می کردم انگار تو هم اون روزا رو می دیدی. تو هم لبخندی زدی  و آهی کشیدی . گفتم: مثل همیشه اولین گاز رو بزن و آخرین تکه رو برات نگه می دارم تا وقتی که بر گردی. آروم نگاهم کردی ویه گاز کوچیک به سیب زدی . تعجب کردم. چرا اینقدر کوچیک؟ انگار نمی خواستی سیب زودتر تمام بشه. انگار نمی خواستی زودتر بر گردی تا گاز آخررو هم بزنی. رفتی وگفتی: به امید دیدار. تو که دور شدی من هم با سیب سرخی که محکم توی دستام  پناهش داده بودم رفتم و نشستم پای اون درخت. دلم نمی اومد به سیب گاز بزنم. نمی خواستم زود تمام بشه. می ترسیدم برسم به آخر و تو هنوز نیومده باشی. تن سیب رو با تموم وجود بو کشیدم. بوی خاطراتمون رو می داد. آروم به سیب گاز زدم . یه کمی تلخ بود. انگار همه چی دست به دست هم داده بود تامن به آخر سیب نرسم. انگار هیچکس نمی خواست من به آخر سیب برسم وبفهمم که تو هیچوقت نمیای. انگار لحظه ها هم دوست نداشتن ندیدن تو رو ببینن. انتظار اومدنت خیلی تلخ بود. آروم و پشت سر هم سیب رو گاز زد م به خیال اینکه تو رو زودتر ببینم . قول داده بودم تکه آخر سیب رو تو گاز بزنی. هوا داشت کم کم تاریک میشد. بدنم می لرزید. پس تو کی می یای؟ آروم تر از دفعه های قبل به آخرین تکه از سهم خودم گاز زدم. محکم توی دهنم نگهش داشتم و حواسمو جمع کردم که قورتش ندم. می ترسیدم تکه آخر رو بخورم و تو هنوز نیومده باشی. چند ساعت گذشت و هنوز اون تکه سیب توی دهنم بود.
دیگه باید یواش یواش می خوردمش... .
 ... پای ساختمونهای سنگی نشستم. پر از چراغ های رنگی. سهم تو هنوز توی دستمه. تنهایی هامو بوی سیب گرفتن. ساختمونهای سنگی دلمو خسته کردن. سیب رو بر می دارم و می رم یه جای دور. دلم یه درخت سیب می خواد. یاد اولین باری که دیدمت می افتم اولین سیبی که به دستم دادی اولین لحظه ای که به چشمات خیره شدم اولین گازی که به سیب زدی و حالا آخرین تکه سیب توی دستام... می خوام یه درخت پر سیب های سرخ داشته باشم.
 تکه آخر سیب توی دستمه. تنهایی هام بوی سیب گرفتن. ساختمونهای سنگی دلمو خسته کردن. نمی خوام اینجا باشم. سیب رو بر می دارم و می رم یه جای دور. باز هم عطر تن سیب رو به مشام می کشم. اما تو هنوز ........          
ارسالی از مریم خانم     
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
             همه عشق ها یکی نیستند  
     عشق من با عشق دیگری قابل قیاس نیست
     می پنداشتم مرا دوست داری
     اما مرا با دیگری عوض نمودی
     ای عشق من ای بدنیا آمده در آن روز شوم
     چرا قلب مرا سوزاندی
     شب همانا شب است و
    روز هم برایم تاریک شد
    عشقها همه یکی نیستند
     عشق من با عشق دیگری قابل قیاس نیست
      می پنداشتم مرا دوست داری
     اما مرا با دیگری عوض نمودی
 ارسالی از مریم خانم
                                                                                         
|+| نوشته شده توسط ميلاد در چهارشنبه دهم اسفند 1384 و ساعت 9:49 |
 

چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد
و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و
به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت شي‌ ، حس کني هنوزم دوسش داري
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش
همه وجودت له شده....
چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني
اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي....
چه قدر سخته وقتي
پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي
تا نفهمه هنوزم دوسش داري.......
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني
و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت آروم زير لب بگي : گل من باغچه نو مبارک

 

                                                      با اميدی گرم و شادی بخش

                                                      با نگاهی مست و رويايی

                                                      دخترک افسانه ميخواند     

                                                      نيمه شب در کنج تنهايی

                                                      بی گمان روزی ز راهی دور

                                                                 ميرسد

                                                      شاهزاده ای مغرور !!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

همیشه در شگفتم که دل آدمیزاد مگر چقدر و تا کجا استعداد دوست داشتن دارد...!!"

 
و تو نمی دانی دل من چقدر دوستت دارد. تقدیم به تمام کسانی که دوستشان دارم ازجمله خواهر و مادرو پدرم ilove you
|+| نوشته شده توسط ميلاد در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 13:43 |

ParsTheme

template id : music template name : music green

hokht

ميلاد

http://hokht.blogfa.com

حرف دل عاشق

خدا....
عشق یعنی دربرابر معشوق ایستادن و صحبت کردن



عشق یعنی به خاطر معشوق نیمه های شب از خواب



برخواستن و درد و دل کردن



عشق یعنی از شوق دیدار معشوق لحظه شماری کردن



و هنگام رسیدن به آن از شوق دیدار گریه کردن.

امیدوارم که از وبلاگ من خوشتون آمده باشه و نظر هم یادتون نره زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من××××× عشق فرمود تا چه بگوید این دل من Feed Template : RSS THEME Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design blog design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Free rtl Blog Templates Template Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Free Persian Blog Templates.